تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر یاسر

وب لژیون کمک راهنما مسافر یاسر
بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم
دوستان به وبلاگ خوش آمدید.لطفآ نظر بدهید.


                                     پیام از کتاب  60 درجه
من آب می آورم
 تو آنقدر بنوش که سیر آب شوی
نه زیر آب
من بلندم،به بلندای قله هایی که نتوان تسخیر نمود.
اما تو بر بام من،مسلح بیا،تا عظمت را ببینی

من می رویانم
آنقدر که زمین و آسمان را شب و ظلمت فرا گیرد
اما تو از میان سبزه ها نور را بیاب
و بربال آن بنشین وبه سوی من پروازکن
تا آنچه به باورت نمی گنجد،ببینی
تو می توانی همه آنچه که هست با نیروی عقل خویشتبدیل به بهترین کنی
و به سوی نقطه ای بیایی که آغاز نمودی




طبقه بندی: متن منتخب، آرشیو تصاویر،
برچسب ها: درمان اعتیاد، کنگره60،
[ پنجشنبه 17 دی 1394 ] [ 04:33 ب.ظ ] [ مسافر یاسر ]
نظرات

به نام خدا

رابطهُ یادگیری با معرکه‌گیری

باسلام

اختصاص دستور جلسهٔ رابطهٔ یادگیری با معرکه‌گیری از سوی بنیان‌گذار محترم کنگره شصت نشانگر عمق تأثیرگذاری معرکه‌گیری بر روی فرآیند یادگیری است.

ضعف، غرور، جهل و عدم خواست عدهٔ کمی باعث می‌شود، اینان رو به معرکه‌گیری و ایجاد چالش درحرکت‌های مفید گروهی ببرند. و با این کار باعث مخدوش شدن افکار و به‌طورکلی خروج عدهٔ دیگری از مسیر صحیح بشوند.

در کنگره شصت اصل گروه‌درمانی حاکم است. در این میان متأسفانه معرکه و معرکه‌گیری وجود خواهد داشت.

عمده‌ترین صدمه‌ای که ره‌جویان از معرکه‌گیری می‌بینند انحراف از مسیر آموزش و سفرشان است. که گاه ره‌جو را کلاً از کنگره 60 دور می‌کند کمک راهنمایان محترم در کلاس‌های آموزشی به ره‌جویان دائماً هشدار رهایی از عوارض و عواقبت معرکه‌گیری می‌دهند.

به جرات می‌توان گفت معرکه گیران جزء نیروهای بازدارنده هستند ما ره‌جویان در هر مرحله از سفر خود هستیم با تفکر و هوش خود و آموزش‌هایی که دیده‌ایم می‌بایستی از معرکه‌گیر و معرکه‌گیرها دور شویم چراکه این‌ها ابزاری هستند برای جلوگیری و دور کردن ما از هدفمان یعنی درمان و رهایی. همان‌گونه که آموخته‌ایم یکی از ترفندهای نیروهای بازدارنده، ایجاد حاشیه پردازی، بهانه‌جویی، غلط‌گیری و ریزبینی افراطی به‌واسطه معرکه‌گیرانش است. توجه به مسائل مذکور باعث انحراف از مسیر و دور شدن از هدفمان می‌شود به‌طور مثال یکی از موقعیت‌هایی که معرکه‌گیر می‌تواند نظرات خود را به دیگران القاء نماید.

ایجاد ارتباط با دیگران در بیرون از کنگره است. یکی از قوانین کنگره عدم هرگونه تماس بین ره‌جویان بیرون از کنگره است. بهترین راهی که ره‌جویان تازه‌وارد می‌توانند از تأثیرپذیری معرکه‌گیری دور بمانند. تمرکز بر روی جلسات عمومی، لژیون‌ها عمل به قوانین و حرمت‌های کنگره و درنهایت گوش‌به‌فرمان بودن دستورات کمک راهنما است تا در گرداب معرکه‌گیری نیفتیم.

 والسلام- م جعفر

نگارش: منصور وفایی




[ یکشنبه 7 آذر 1395 ] [ 08:28 ب.ظ ] [ مسافر منصور ]

به نام قدرت مطلق الله

رابطه یادگیری با معرکه‌گیری

یادگیری یا آموزش از بدو خلقت با ما بوده و هست و می‌توان آموزش دیدن و سپس خدمت کردن را اصل خلقت و فلسفه وجودی بشر دانست.

آموزش و یادگیری هم می‌تواند حاصل تجربیات خود شخص باشد (آزمون‌وخطا) و هم توسط شخصی که قبلاً در آن زمینه به دانایی رسیده به ما برسد.

آموزش یکی از اضلاع مثلث دانایی است که با همراه شدن باتجربه و تفکر، دانایی را برای انسان به ارمغان می‌آورد.

و اما معرکه‌گیری:

درگذشته‌های دور در جنگ‌های تن‌به‌تن، ابتدا افراد جنگ‌جو در مقابل هم قرار می‌گرفتند و با انجام حرکاتی، نمایشی و یا خواندن رجز، معرکه‌ای بر پا می‌کردند و با این کار، سعی بر آن داشتند که توانایی‌های خود را و نقاط ضعف فرد مقابل را بزرگ جلوه بدهند.

 معرکه‌گیری فقط در جنگ‌ها نیست و ما می‌توانیم این موضوع را به صور مختلف در خودمان و یا دیگران و یا گروهی از افراد مشاهده نماییم.

و اما رابطه بین آموزش و معرکه‌گیری که به نظر من نتنها بین این دو موضوع رابطه قرار ندارد بلکه این دو، نقطه مقابل هم هستند.

در انسان کسب دانایی و بالا بردن سطح آن، لازمهُ ادامهُ بقاست و نرسیدن انسان به این دانایی بزرگ‌ترین هدف نیروهای بازدارنده و اهریمنی که البته نقش مکمل‌های پیشرفت انسان را باز می‌کنند. روند رشد مثلث دانایی در انسان به‌گونه‌ای است که هر سه ضلع باید یکسان رشد کند به همین دلیل اگر نیروهای بازدارنده بتوانند روند سعودی یکی از اضلاع مثلث دانایی را متوقف کنند کل دانایی را متوقف کرده‌اند.

و معرکه‌گیری که زیرمجموعه منی‌ات است، این کار را به‌آسانی انجام می‌دهد.

اکثر کسانی که در آموزش خود ناموفق هستند، برای سرپوش گذاردن بر توانایی‌هایشان شروع می‌کنند به نق زدن و پرداختن به حاشیه‌ها و بزرگنمایی و قضاوت در مورد آن‌ها. این افراد با این معرکه‌گیری‌ها می‌خواهند ناکامی‌های خود را توجیه کنند ولی غافل از اینکه حقیقت هیچ‌وقت تغییر نمی‌کند.

مثل کسی که همیشه، ترافیک را بهانهُ دیر آمدنش می‌کند ولی حقیقت امر، در بی‌نظمی آن فرد است.

نکته مهم در این است که ما برای یادگیری و آموزش کامل، احتیاج به تمرکز حواس و به قولی در زمان حال زندگی کردن داریم و همین موضوع باعث گردیده که نیروهای بازدارنده با استفاده از ناخالصی‌های درون خود ما، حواس ما را معطوف به حاشیه‌ها و مواد غیر اصلی گردانند.

این امر در مرحلهُ اول در صور پنهان (ذهن) انجام می‌گیرد و سپس با گفتار و رفتار ما به معرض ظهور می‌نشیند و تا جایی پیش می‌رود که فرد قرارگرفته در حاشیه بین خود و موضوعی که به آگاهی نسبت به آن احتیاج داشت با دست خود دیواری مستحکم ایجاد می‌کند و این باعث تکرارها در زندگی می‌شود.

از خصوصیات فرد معرکه‌گیر این است که فقط، نقاط ضعف دیگران را می‌بیند و شهامت روبه‌رو شدن و دیدن اشکالات خود را ندارد و با کوچک‌ترین انتقاد از طرف دیگران سریع ناراحت می‌شود و شروع به معرکه‌گیری می‌کند.

ولی باید دانست که خداوند به انسان اختیار کامل داد تا خود مسیر زندگی‌اش را انتخاب کند.

فرد معرکه‌گیر هم می‌تواند با اختیاری که دارد صفات بد گذشته خود را تغییر دهد و از حاشیه خود راه به مرکزیت این گردباد که اوج آموزش است برساند.

برای رها شدن از این حاشیه‌ها باید، همهُ حواس را متمرکز بر آموزش و یادگیری کند.

باید در زمان حال بود چون آموزش در زمان حال است و اگر مطلبی را از آموزگار به‌موقع نیاموختیم، روزگار خواهد به ما آموخت و این گاهی خیلی تلخ است.

یکی از راه‌های مفید برای قرار گرفتن در زمان حال و تمرکز حواس، نوشتن است وقتی قلم در دست می‌گیری، گوئی معجزه‌ای انجام می‌شود و تمام حواس متمرکز آن موضوع می‌شود.

با احترام کمک راهنما آقای محمد بهرامی

نگارش: منصور وفایی




[ پنجشنبه 4 آذر 1395 ] [ 06:09 ب.ظ ] [ مسافر منصور ]
رسالیان اخیروبارشدتکنولوژی درتمام جوانب که مزایا وآسایش ورفاه رابرای انسانها به ارمغان آورده است.؟در یک وجه دیگرباعث پیدایش بیماری های نوظهورگردیده است که هنوزنه به درستی علل آن پیداست ونه راه درمان
ادامه مطلب

[ دوشنبه 1 آذر 1395 ] [ 11:40 ق.ظ ] [ مسافر منصور ]

پیام نگهبان، شماره 95/2



عزیزان، امروز، روزگاری شده که وقتی کسی فوت می کند، خانواده فرد آنچنان گرفتار پرداخت هزینه های سنگین کفن و دفن و مراسم شب اول و سوم و هفتم قبر و بر پایی مجالس ختم و بردن دوستان و آشنایان بر سر قبر و دادن شام و ناهار و صبحانه به اهل محل می شوند که گریه کردن و عزاداری برای خدابیامرز را فراموش می کنند و به حال زار و نذار خودشان گریه می کنند و مرثیه می خوانند که چگونه جوابگوی این هزینه ها باشند.

اکنون این مسئله مرا بیاد رها شدن بعضی از سفر اولی ها و یا سالگرد تولد آنها در بعضی از شعب می اندازد که بر خلاف قوانین، مجبور به دادن شیرینی به تمام اعضای کنگره و همچنین دادن شام یا ناهار به لژیون می شوند. آیا فکر نمی‌کنید که این حرکت ناپسند چگونه باعث رنجش فرد رها شده می گردد که بجای شادی روز رهایی، بایستی غصه هزینه ها را بخورد؟

می گویند خودشان دوست دارند، آیا فکر نمی کنید کسانی‌که دارند و از عهده هزینه ها بر می آیند این کار را انجام می دهند، ولی کسانی‌که نمی توانند از عهده هزینه ها برآیند خجالت می کشند؟

بنابراین، از کسانی‌که ندانسته تاکنون این عمل را انجام داده اند خواهش می کنم از این پس، این بساط را جمع کنند؛ چون در صورت مشاهده، راهنمای مربوطه و مرزبانان و ایجنت در مقابل من مسئول شناخته خواهند شد.

 





طبقه بندی: لژیون ها،
[ دوشنبه 1 آذر 1395 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ مسافر منصور ]
یکشنبه 23 آبان ماه 95 جلسه چهارم از دور سی ام کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 منطقه اصفهان، نمایندگی سلمان فارسی، به استادی  کمک راهنما مسافر یاسر و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه: "وادی سوم و تاثیر آن روی من" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


خویشتن خویش همان نفس است، همان جور که در مکاتب دیگر اسامی متعددی روی این نفس قرار می‌دهند که در اینجا به آن می گویند خویشتن خویش یعنی خود نفس. باید بدانیم چه بلایی سر نفس می‌آید که باید برگردد و به خودش فکر کند...



ادامه مطلب

طبقه بندی: لژیون ها،
برچسب ها: باید دانست هیچ موجودی به میزان خویشتن خویش فکر نمی کند،
[ چهارشنبه 26 آبان 1395 ] [ 04:52 ب.ظ ] [ مسافر منصور ]

                                              به نام قدرت مطلق

آپلود عکس

انسانها همواره برای رسیدن به "حال خوش" سعی و تلاش می کنند. ولی آنچه باعث می شود تا این تلاش ها به شکست هایی مقطعی و یا قطعی منجر شود اینست که صفات مثبت و لازم برای پیشرفت در این مسیر اصلاً وجود ندارند و یا از کیفیت و کمیت مناسب برخوردار نیستند. دست یافتن به آرامش و رضایتمندی از زندگی در گرو تغییر خاصیت و تبدیل کردن صفات ناپسند به خصوصیاتی ارزشمند حاصل خواهد شد. به شرط اینکه با معرفت، عمل سالم و تعادل در جهت نیل به اهداف، گام برداشته شود.

صبر از مهمترین ویژگی هایی است که موفقیت یک ساختار به آن بستگی دارد.

"می توان گفت، صبر عبارت است از؛ پشت سر گذاشتن و یا طی کردن و یا تحمل زمان، همراه با تلاش و کوشش لازم، برای رسیدن به اهداف تعیین شده. البته گاهی اوقات صبر، بسیار سخت و گاهی بسیار تلخ و طاقت فرسا می باشد، ولی نهایتاً یکی از مؤلفه های ضروری زندگی است که بایستی آنرا فرا بگیریم؛ چون پس از صبر، نوبت پیروزی است و پایان شب سیاه، سفید است."(1)

برای زودتر انجام شدن و کوتاه کردن زمان و صرفه جویی در آن! راه های میانبر در الویت قرار دارند؛ بدون اینکه به خطرات و آسیب هایی که در این کوره راه ها وجود دارند توجه شود و البته بالا بردن سرعت که منتج به هرگز نرسیدن به جای زود رسیدن خواهد شد.

"همۀ انسانها تصور می کنند، بهترین راه کوتاه ترین راه است، در نتیجه به درستی یا نادرستی آن تفکر ندارند،راهی را می روند که زودتر به خواسته های دنیا برسند، در نتیجه مشقهایشان همیشه ناتمام و بی محتوا باقی می ماند و مجبورند دوباره بنویسند .......غذای نیمه پخته یا خام قابل خوردن نیست."(2)

صبر یکی از مؤلفه های ضروری زندگی است. بدون گذشت زمان، گیاهان رشد نمی کنند. جنین تبدیل به نوزاد نمی شود و از یک دانه، هفتاد دانه نمی روید. هیچ دقت کرده اید که درخت اوکالیپتوس چقدر زود رشد می کند و درخت بلوط چقدر دیرتر تنومند می شود؟

چوب درخت بلوط مقاوم ترین است و چوب درخت اوکالیپتوس سبک و شکننده. پس برای قوی شدن و رسیدن به خواسته های ارزشمند و حتی ضد ارزشی! صبر یک قانون است. عدم رعایت این قانون باعث می شود نیروی عظیمی که با جدیت به راه افتاده تا زودتر از موعود به هدف دست یابد، با شکستی سنگین مواجه شود.

آیا گذشت زمان برای رسیدن به هدف کافی است؟ البته جواب منفی است. پس در بازۀ زمانی از مبدأ تا مقصد، الزام به تلاش و استقامت می باشد. یعنی کمیت یا مقدار زمان برای موفقیت کافی نیست، بلکه کیفیت و چگونگی در این مقطع، نقش تعیین کننده را داراست. استقامت و ایستادگی در برابر مشکلات و نیروهای بازدارنده و تخریبی با کسب دانایی و عمل به آن امکانپذیراست. تکرار منظم سلسله اعمالی که سخت هستند ولی با تمرین و به دفعات آسانتر می شوند. ولی با عجله وعدم دقت کافی، زمان و رنج زیادی برای ساکت شدن درد انگشتی چکش خورده صرف خواهد شد! " وقتی نیرویی از کم شروع بشود وبه درجه ی بالا و بالاتری برسد، نقطه ی تحمل پیدا می شود " (3)

بزرگان و اندیشمندان زیادی در مورد صبر و اهمیت و فضایل آن قلم فرسوده اند که برای طولانی نشدن این مقال از ذکر آنها خودداری می شود. در کتب الهی نیز در مورد صبر نشانه های فراوانی وجود دارد. درقرآن، 103بار کلمهُ صبرآورده شده که به ذکریکی ازآیات بسنده می کنم: " همانا خداوند با صابرین است " (4)

با توجه به اینکه در این وبلاگ، مباحثی مربوط به اعتیاد مطرح می گردد، لذا در مورد صبر، استقامت و نهایتاً آرامش، کمی کاربردی تر و مصداقی ،نکاتی را به  اختصار جهت یادآوری ذکر می کنم.

درمان اعتیاد در کنگره 60، درسه بخش جسم، جهانبینی و روان حاصل می گردد، پس در همین قالب تقسیم بندی مبحث را انجام می دهم.

*1- تاثیرصبر برجسم: اکثرقریب به اتفاق مجموعه هایی که در زمینهً ترک اعتیاد فعال هستند، اعتقاد دارند که برای ترک مصرف مواد مخدر لازم است تا قطع مصرف به صورت قطع ناگهانی و یا حداکثر در مدت یک هفته صورت پذیرد که اصطلاحاً به آنها گروه های "پرهیزمدار"اطلاق می گردد که معتقدند با گذشت زمان مشکل مصرف کننده که همان مصرف اجباری مواد است با مصرف نکردنِ اجباری حل می شود. ولی کنگره60 معتقد است با قطع مصرف مواد و گذشت زمان، تخریبی که در سیستم ایکس(5)ایجاد شده است، بهبود نمی یابد. تجویز مقدار داروی مناسب که همان ot(6)است و کاهش تدریجی آن طی11ماه، زمان لازم برای بازتوانی و بهبود و درمان قطعی سیستمهایی که تخریب شده اند را فراهم می آورد در این مدت صبری جمیل و زیبا همراه با استقامت در برابر مشکلات حاصل از اعتیاد لازم است. صبر زیبا صبری است بدون غر زدن و بی تابی کردن و جزع و فزع کردن، با متانت و آرامش.

باتغییر ماده ی مصرفی به داروی ot و یا تغییر شیوه ی مصرف، مدت زمان 20 روز تا حاکثر 2ماه زمان لازم است تا پدیده ی سازگاری دارو با جسم انجام شود و به اصطلاح،"دارو خوب جواب بدهد".این فرآیند با رعایت صبر، کاملاً قابل تحمل است.

طبق پروتکل درمان تدریجی(dst) (7)، هر سه هفته یکبار، دارو20% کاهش می یابد. ممکن است در اولین هفته پس از کاهش دارو، کمی افت جسمی رخ دهد که در عوض باعث ارتقاء سیستم ایکس می شود. رسیدن به شرایط ایده آل در هفتهُ دوم، هدیهُ صبر درهفتهُ اول است.

گاهی حدودا یک ساعت فبل از مصرف وعده ی دارو، بیشترین میل به مصرف دارو وجود دارد که به آن "ساعت طلایی" می گوییم. چون در آن یک ساعت ، بیشترین بازسازی در سیستم ایکس صورت می گیرد."درد فراق، لذت وصال را صد چندان می کند!"

خودداری از انجام ورزشهای سنگین، فعالیتهای کاری خارج از تحمل جسم، مسافرت،....... اینها در ظاهر جذاب هستند ولی در سفراول(8)و بعضاً در سفر دوم(9)باعث مشکلات در ادامه ی راه خواهند شد ولی:

"در ادامه، کار و کوشش ما به نتایجی می رسد که در تواناییهای ما خللی حاصل نگردد." پس صبر کنیم تا اولویت ها به انجام برسند.

*2- صبر در جهان بینی: یکی از خواص نفس، بدست آوردن خواسته ها در کوتاهترین زمان ممکن است. ممکن است فرصت ها، موقعیت ها، شخصیت، اموال، شغل،.......در زمان اعتیاد نابود شوند، ولی با تغییر ما، مطمئناً فصل تازه و بهتری از زندگی رقم خواهد خورد. با صبوری و استقامت همهُ اینها قابل برگشت و جبران است.

در برابر بی اعتمادی خانواده و اطرافیان چاره ای جز عمل سالم و گذشت زمان نیست. در جلسات و کارگاه های آموزشی از ابتدا تا پایان زمان در جلسه نشستن و از جلسه خارج نشدن، تمرین صبر است. حرف دیگران را قطع نکردن، به  موقع و با تفکر سخن گفتن، پرهیز از واکنش سریع به صحبت های هرچند غلط دیگران، زود نتیجه گیری نکردن از رفتار دیگران و..... تمرینهای خوبی هستند برای یاد گرفتن صبر و استقامت.

*3- تاٌثیر صبر در روان: تعادل یا بی تعادلی در خلقیات و حالات یک فرد، مستقیماً بستگی به وضعیت نگرش فرد به جهان درون و بیرون دارد. جلوه ی روان، برآیندی است از جسم و تفکر یا جهانبینی.

حقیقتاً آرامشی که در یک انسان وجود دارد، حاصل صبر واستقامتی است که در برابر مشکلات داشته و نهایتاً به آرامش منتهی گشته است.

نویسنده: مسافر یاسر

تایپ: مسافر منصور

پانویس:

1و3)  کتاب عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود

  2) کتاب عبور از منطقه60درجه زیر صفر

   4) سورهُ بقره – آیه153     

5) نوروترانسمیترها و غدد درون ریز و برون ریز و ارتباط آنها  

  opium tincture (6    (7 degakam step time    

8) سفراول: از مصرف مواد تا قطع مواد     9) سفردوم: از قطع مواد تا رسیدن به خود

                                     




طبقه بندی: مقالات،
[ سه شنبه 27 مهر 1395 ] [ 02:52 ب.ظ ] [ مسافر منصور ]
صداقت زمانی ایجاد می شود که هیچ گونه تضادی میان افکار، الفاظ و اعمال افراد وجود نداشته باشد. این خصیصه اخلاقی باید در ابتدا در درون خود فرد معنا پیدا کند و سپس در برابر دیگران در معرض ظهور گذارده شود.

یک فرد راستگو همواره به وجدان خود می گوید: "من با تو و با تمام انسان های دیگر با راستگویی برخورد می کنم." باید همیشه کارهایی را انجام دهید که برای رابطه شما مفید و مناسب باشد. اگر باطناً صادق باشید، دیگر هیچ جایی برای نیرنگ و ریاکاری - که موجب ایجاد اغتشاش در اذهان و افکار می شوند -  باقی نخواهد ماند. وجود صداقت به منزله خط سیر شما به سمت کمال به شمار می رود، چراکه ظاهر شما، آیینه ای از تمایلات درونی تان است.

اگر می خواهید صادق باشید، باید دقیقاً همانطور که فکر می کنید، صحبت کنید؛ و رفتارتان نیز دقیقا مطابق گفته هایتان باشد. اگر بتوانید یک چنین اتحاد و هماهنگی میان افکار، الفاظ و اعمال خود بوجود بیاورید، می توان شما را به عنوان نمونه کامل یک انسان شریف به دیگران معرفی کرد. کسانی که اصل صداقت را رعایت نمی کنند، دور تا دور خود مرز می کشند و تمایلی به برقراری ارتباط متقابل با دیگران ندارند، این امر در حالی است که سایرین نیز هیچ گونه تمایلی به برقراری ارتباط با چنین افرادی ندارند. ممکن است برخی از افراد با خود بگویند که: "من انسان صادقی هستم، اما هیچ کس مرا درک نمی کند." این صداقت نیست؛ صداقت درست مثل یک تکه الماس درخشنده است که درخشش آن تحت هیچ شرایطی از چشم ها پنهان نخواهد ماند و طبیعتاً ارزش آن در رفتار و برخورد دیگران در برابر شما نمایان خواهد شد.

مقوله های ناملموس

صداقت درونی باید بر اساس عقل و خرد پی ریزی شود تا قدرت و استقامت شما را در زندگی افزایش دهد. اگر بتوانید با درون خود با قاطعیت کامل برخورد کنید، آنگاه خیلی راحت تر می توانید به توانایی های بالقوه خود اتکا کرده و از آنها کمک بگیرید. این امر سبب می شود که رفته رفته حس عزت نفس در شما افزایش پیدا کند و به واسطه آن جرات شما نیز چند برابر خواهد شد. اگر شما از نظر باطنی نسبت به فرد، شیء، و یا عقیده ای دلبستگی داشته باشید، این وابستگی به عنوان مانعی بر سر راه حقیقت بینی و واقع گرایی قرار می گیرد و ممکن است رفتارهایتان به طور ناخواسته و به مثابه تفکراتتان تغییر پیدا کند. از آنجاییکه رفتار و اعمال انسان ها آیینه تمام نمای شخصیت و ذهنیت آنها هستند، شما نباید به خود اجازه دهید که به خاطر وابستگی، منفی گرایی به صورت ناآگاهانه به سراغتان بیاید. خودخواهی، افکار مبهم، عادات نامتعارف و افکار منفی، صرفاً به منزله لکه هایی هستند که روح شما را تیره می کنند. در مقابل، صداقت می تواند به عنوان پاک کننده تمام این خصوصیات ناشایست عمل کند.

برای رشد فردی و ارتقای شخصیت، باید قلب خود را سرشار از حقیقت و صداقت کنید. باید تا آنجاییکه می توانید شک و تردید را از خود دور کنید و از سرزنش کردن خود دست بردارید. هم از نظر قلبی باید با دیگران صاف و صادق باشید و هم از نظر ذهنی. در غیر اینصورت به فریب دادن دیگران عادت پیدا می کنید و همواره مجبور می شوید تا برای توجیه کردن رفتار خود، ذهن دیگران را با توضیحات نامفهوم و خلاف واقع پر کنید، و به هر کاری متوسل خواهید شد تا به اهدافتان دست پیدا کنید. زمانیکه آیینه دل خود را صاف و بی آلایش کنید، آنگاه احساسات، انگیزه ها،  و اهدافتان هم به وضوح قابل رؤیت خواهند بود. در مقابل چنین روندی، حس اعتماد دیگران نیز به شما جلب خواهد شد. یک ضرب المثل قدیمی می گوید: "این امکان وجود دارد که کشتی صداقت به صخره برخورد کند، اما هیچ گاه غرق نمی شود." این مثل به این معناست که باز هم با وجود رعایت صداقت ممکن است مشکلاتی برای شما پیش بیاید، اما این مشکلات بسیار جزئی هستند، در عوض حس اعتماد دیگران نسبت به شما ضامن موفقیتتان خواهد بود. اگر شما جرات گفتن حقیقت را داشته باشید، آنوقت دیگران شما را به خاطر همین شجاعت، تحسین کرده و اعتمادشان نسبت به شما جلب خواهد شد.

اعتماد کردن و مورد اعتماد واقع شدن از اجزاء لاینفک هر رابطه سالمی به شمار میروند. افراد باید بتوانند احساسات و گرایشات خود را در فضایی کاملا صمیمی با یکدیگر در میان بگذارند. زمانیکه شفافیت و صداقت وجود داشته باشد، نزدیکی و پیوند دو جانبه نیز در میان شما شکوفا می شود. بدون در نظر گرفتن اصول فوق الذکر، نه اشخاص و نه جامعه هیچ یک نمی توانند به درستی به وظایف خود عمل نموده و به اهدافشان دست پیدا کنند.

آزمایش و پشت کار

برای یافتن بهترین راه، باید با پشت کار هر چه بیشتر در پی یافتن مفید ترین و معنادارترین روش ها باشیم. باید به طور مکرر تلاش کرده، و فرایند آموزش و یادگیری را هیچ گاه از ذهن خود دور نسازیم. زمانی موفق به پیشرفت خواهید شد که به شخصه صداقت و راستی را تمرین کرده و در هر لحظه با جدیت تمام به اقامه آن استمرار ورزید. زمانیکه که با احتساب به صداقت به موفقیت دست پیدا کردید، آنگاه علاقه شما به آن بیشتر شده و حس راستی و درستی در وجود شما قوت می گیرد. اگر کاری را با توسل به زور، اضطرار، و اجبار انجام داده و نسبت به آن بی توجه باشید، انگیزه هایتان به مرور زمان از بین می روند. اما اگر برای یک بار هم که شده با تمام وجود صداقت را تمرین کنید و از ثمرات آن بهرمند گردید، دیگر هیچ وقت در زندگی خود چیزی جز آنرا امتحان نخواهید کرد. برای ثابت نگه داشتن صداقت در وجود خود باید انگیز ه داشته باشید و دست از تلاش کردن برندارید.

یک فرد صادق کسی است که سعی می کند بر طبق هنجارهای پذیرفته شده اجتماع عمل کند، گفتار، کردار و رفتار نیک داشته باشد، و در نهایت تصمیم هایش بر اساس خوبی و بدی های حقیقی شکل بگیرند. چنین فردی از کلیه معیارهایی که در جامعه به عنوان استاندارد زندگی خوب به شمار می رود، حمایت کرده و سعی می کند که در زندگی فردی و اجتماعی خود بر خلاف آن عمل نکند. یک انسان صادق دوستدار ایجاد اتصال و بهم پیوستگی در سراسر جهان است. چنین فردی هیچ گاه از ثروت منابعی که برای ارتقای زندگی جوامع بشری مقرر شده سوء استفاده نمی کند و آنها را بیهوده هدر نمی دهد. یک انسان صادق هیچ گاه منابع شخصی خود از قبیل: اندیشه، ذهن، جسم، ثروت، وقت، هوش، و دانش را از دیگران دریغ نمی کند. یک انسان درستکار هیچ گاه به چیزهایی که صرفاً از طریق اعتماد به دست آورده، خیانت نمی کند. همیشه این تفکر با او همراه است که باید از منابع طوی استفاده کند که به نفع تمام مردم جامعه باشد. استفاده او از منابع باید برای بهبود ارزش های اخلاقی، و رفع نیازهای معنوی تمام انسان ها باشد. استفاده مناسب از منابع باعث بهبود وضعیت کل جامعه می شود و در پی یک چنین رویدادی، دیگران نیز به تکثیر و ازدیاد منابع کمک خواهند کرد. شخصی که از اعماق وجود خود با تعهد و سرسپردگی لازم در پی پیشرفت و ترقی است، بر روی صداقت به عنوان اصلی برای ساختن یک جامعه غنی و سرشار از صلح حساب باز می کند؛ جامعه ای که هزینه ها در آن به کمترین مقدار خود می رسند و درامدها به بالاترین میزان افزایش پیدا می کنند.

 مسافر منصور 




[ شنبه 10 مهر 1395 ] [ 08:26 ب.ظ ] [ مسافر منصور ]

به نام قدرت مطلق 

موضوع(تاثیر و اهمیت صداقت در سفر) یکی از مهمترین پارامترهای مهم در رمان اعتیاد میباشد که با توجه به اهمیت این مساله راهنمای محترم آقا یاسر  آن را برای مشارکت انتخاب نموده اند.

حال توجه شمارا به قسمتی از مشارکتهای دوستان در ذیل جلب مینمایم.

سلام دوستان حمید هستم مسافر

من ی خورده سفرم طولانی شد بخاطراینکه اوایل سفرم صداقت نداشتم و بخاطر همین آقایاسر نمیتونست کمکم کنه و راه درست رو بهم نشون بده و با راهنمایی درست مشکلاتم حل بشه 

اما از زمانی ک صداقت پیدا کردم شکرخدا و با راهنمایی درست آقایاسر افتادم رو برنامه و حالم خوب شد و روز ب روز اوضاع بهتر .

پس در طول سفر اگه نتونیم باصداقت پیش بریم مطمینم ب رهایی نمیرسیم ممنون.

......................................................................................................

مجید:

سلام و درود بر راهنمای عزیز و همه دوستان گل
 البته من فكر میكنم اگر كمتر بچه ها در رابطه با این موضوع مشاركت میكنن رودربایسی میكنن ولی باید به صداقت و اهمیتش بیشتر توجه كنیم تا خجالتش من هم دو سه ماه بعد از سفرم به قول آقا یاسر حماقت كردم ( بجای گریز زدن) و در پی آن كه دیگه نیاز به توضیح نیست ، ولی آنچه كه باعث شد این مساله یك معضل تقریبا دو ماهه شود همین بود كه روم نمیشد به راهنما بگم و هی پیش خودم میگفتم توی این هفته خودم درستش میكنم ولی تا نگفتم درست نشد و حد اقل این درس را گرفتم كه این هم از حقه های شیطان میباشد كه در سرت میاندازه " نگیها آبروت میره" و خیلی افكار دیگه ولی اگر همون اول گفته بودم و بجای آبرو بیشتر به صداقت فكر میكردم چه بسا ... دوستان از من به شما نصیحت اگر میخواهید واقعا به رهایی برسید صادق باشید.
البته منظورم این نیست كه آدم جار بزنه فقط با راهنما .
ببخشید اگر طولانی شد یا اشتباهی در نگارش و انشاء هست بیشتر خواستم گفته باشم شاید شخص یا اشخاصی باشند كه خیلی دلشان میخواهد بگویند ولی مثل اوایل من فكر میكنن.
شاد باشید.

بقیه ی مشارکتها را در  ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب

[ یکشنبه 4 مهر 1395 ] [ 01:50 ب.ظ ] [ مسافر مجید ]

دیده‌اید بعضی از پیرمردها خوش‌برخورد و صحبت‌هایشان دل‌نشین است، چرا؟ دلیل این است که در طی مرور زمان به این دانایی رسیده، کار نداریم که داناییش مؤثر است یا نه .به کلام، دانایی تبدیل به دانایی مؤثر نمی‌شود ولی ضلع تجربه‌اش خیلی زیاد است .طی مدت دائماً تفکر می‌کرده آموزش هم از روزگار آموزش‌دیده، حالا ممکن است داناییش همان لحظه دانایی مؤثر نباشد و می‌تواند از تجربیاتش در پیشرفت اهداف بگوید.

این امتحان‌هایی که برگزار می‌شود به دلیل کسب دانایی است قبل از این‌که روزگار به ما بیاموزد (آن پیرمرد را روزگار به او آموخته) هر چه را از دست آموزگار به شیرینی یاد نگرفتیم ،روزگار به تلخی به ما می‌آموزد و اصولاً داخل جزوه هم داشتیم "تجربه کردن چیزهایی که به دست دیگران تجربه‌شده کار آدم‌های نادان است "مثال آقای مهندس که صورت‌مسئله اعتیاد به آن رسید و طی متد dst عمل کرد، یک‌بار این کار را انجام داد و نیاز نیست من این کار را انجام دهم یعنی بروم ترک‌های ناموفق داشته باشم، میزان دارویم را کم‌ و زیاد کنم .یا کشیدنی وهم خوراکی باشم و بهترین راه متد dst کنگره است؛ بنابراین کسی که گریز میزند می‌گویند که حماقت کرده و در کنگره گریز نداریم.

یعنی چه که دانایی من بالا برود؟ چون‌که مبحث دانایی و در جزوه گفته اصلی‌ترین مسئله که ما در جهان‌بینی با آن مواجه هستیم این است که (آقای مهندس می‌گوید جهان‌بینی همان دانایی است) همان ضلع تجربه که اگر بخواهیم به ترتیب بگوییم می‌شود آموزش، تجربه، تفکر و دوباره آموزش و هر وقت فکر کنید می‌بینید هیچ بلد نیستید و دوباره آموزش پذیر می‌شوید و وقتی آموزش گرفتی حیف است تجربه نکنید و تکرار می‌شود به شیرینی.

قضاوت توسط قاضی انجام می شود و او علم قضا را باید دارا باشد و ما نه در مورد دیگران بلکه در مورد خودمان باید بتوانیم حکم صادر کنیم و صحیح است در مورد خودمان حکم صادر کنیم و این حکم را عقل می‌دهد که باید دانایی‌مان بالا باشد، باید درونمان را بشناسیم و باید یک علمی در مورد خودمان داشته باشیم که بتوانیم بگوییم من چه چیزم هست، نمی‌توانند دیگران به تو بگویند چه چیزت است و خدا من چه چیزم است، چرا اگر یک نشانه‌هایی بگوئید شاید راهنما بگوید که دلیلش چست، باید به مرحله‌ای برسیم که خودمان را بشناسیم یعنی خودشناسی همان جهان‌بینی، جهان‌بینی درون یعنی اتفاقاتی را که درونمان اتفاق می‌افتد را بشناسیم توسط دانایی که بعد مطالب جزئی‌تر می‌شود (جهان‌بینی 1 و 2 کاملاً کلی‌گوئی است که درس می‌دهد) و به‌هیچ‌وجه وارد حسد حتی در مورد خشم هم‌ صحبت نکرده است و اگر ریزتر بخواهیم داخل مسائل شویم سی‌دی‌ها وجود دارد نظیر تعلل، حسد، زخم عشق و مسائلی که زیرمجموعه جهان‌بینی است، از آن بالاتر چون خودمان یکسری مبانی را یاد گرفته‌ایم خودمان می‌توانیم مسائل درونمان را حل کنیم، من همیشه فکر می‌کردم که کنگره می‌گوید ترس، منیت، ناامیدی و حالا حسادت یعنی چه؟ می‌گوید ضد ارزش‌ها به 3 دسته تقسیم می‌شوند و آمدم خودم برای خودم این‌طور تشریح کردم که حسادت ترکیبی از ترس و منیت و زاییده آن‌هاست .مثلاً می‌ترسم فرد بنام X از من جلو بزند و می‌خواهم از او جلوتر باشم، سبقتی که بدون تلاش خواهان آن هستیم می‌شود منیت و آن ترس که فرد از من جلو بزند می‌شود ترس و این دو حسد را می‌سازد، بعضی مواقع منیت اش و گاهی ترس بالاتر است که چیزهای دیگر می‌سازد ولی ترکیب این 2 حسد را می‌سازد مثلاً انتقام منیت و خشمش خیلی زیاد است. باید شروع کنیم به‌حکم صادر کردن و به‌فرمان عقل رسیدن، ممکن است از چند تا تعدادی از این حکم اشتباه باشد، باید حواسمان باشد و با این امتحانات ما یکسری از چیزها را یاد می‌گیریم و اگر درست مطالعه و تجربه و آموزش داشته باشیم با عشق و عقل برای خودمان و نه برای نمره و در آخر هرچقدر مفهوم این صحبت و آن چیزی که راهنما می‌گوید نه برای خودش به خاطر خودمان و یک مقدار حضمش برایمان راحت‌تر می‌شود.




[ جمعه 2 مهر 1395 ] [ 09:56 ب.ظ ] [ مسافر منصور ]
                                                صداقت وراستگویی
                                                                                                                                                                                                         
 صداقت چیست و چگونه به وجود می آید؟

صداقت زمانی ایجاد می شود که هیچ گونه تضادی میان افکار، الفاظ و اعمال افراد وجود نداشته باشد. این خصیصه اخلاقی باید در ابتدا در درون خود فرد معنا پیدا کند و سپس در برابر دیگران در معرض ظهور گذارده شود.
یک فرد راستگو همواره به وجدان خود می گوید: “من با تو و با تمام انسان های دیگر با راستگویی برخورد می کنم.” باید همیشه کارهایی را انجام دهید که برای رابطه شما مفید و مناسب باشد. اگر باطناً صادق باشید، دیگر هیچ جایی برای نیرنگ و ریاکاری – که موجب ایجاد اغتشاش در اذهان و افکار می شوند – باقی نخواهد ماند. وجود صداقت به منزله خط سیر شما به سمت کمال به شمار می رود، چراکه ظاهر شما، آیینه ای از تمایلات درونی تان است.    (بقیه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب

طبقه بندی: مقالات،
برچسب ها: ترک اعتیاد، درمان اعتیاد، کنگره60، مقالات،
[ جمعه 2 مهر 1395 ] [ 03:16 ب.ظ ] [ حسین c60 ]
حس
برداشت من از سخنان استاد:
حس وقتی بوجود می آید احتیاج دارد به اینکه تبدیل بشود، مرغوب و بشود به بهترین نحو از آن استفاده کرد مثلا:
نفت خام هم به همین صورت است.اگر خواستی بنزین هواپیمارو  بدست بیاری باید از یک سری کوره ها و تصفیه خانه ها بگذرد تا آن نفت خام تبدیل به بنزین شود.
در ضمن بنزین مرغوب داریم و بنزین نا مرغوب هم داریم. تازه وقتی حس های ما پالایش شد، مرغوب و نامرغوب دارد، یعنی بعضی از آنها یکم خورده شیشه دارد که 
جریان همان منیت می شود. یعنی توانائی های ما، بر ضد ما شروع می کنند به عمل کردن. عین یک پالایشگاه است، نیروها از قسمت تحتانی، شروع می کنند به آمدن بالا. 
پائین ترین نیرو را نیروی کار انجام می دهد. هر انسان معمولی، ما نمی گوئیم 8 ساعت بنائی کند ولی 2 ساعت می تواند بنائی کند. و بعد کم کم قوی می شود و
(بقیه در ادامه مطلب)

ادامه مطلب

طبقه بندی: لژیون ها،
برچسب ها: ترک اعتیاد، درمان اعتیاد، کنگره60،
[ یکشنبه 28 شهریور 1395 ] [ 06:35 ق.ظ ] [ مسافر منصور ]
به نام قدرت مطلق

در روز چهارشنبه مورخ 95/06/24  شاهد رهایی 2 نفر از اعضای لژیون  از بند مصرف مواد مخدر  بودیم.

آقای: علیرضا _ نام راهنما : یاسر _ آنتی ایکس : شیشه و متادون _ مدت سفر: 13ماه _ داروی درمان : OT 


...............................................................

آقای: رضا _ نام راهنما : یاسر _ آنتی ایکس : شیره و تریاک _ مدت سفر: 10ماه و 5روز _ داروی درمان : OT


.............................................

از طرف اعضاء لژیون،رهایی این دو عزیز را به خودشان و همسفران و خانواده محترمشان تبریک عرض مینماییم و برایشان آرزوی موفقیت روزافزون داریم.





طبقه بندی: رها یافتگان،
برچسب ها: درمان اعتیاد، کنگره60، رهایافتگان،
[ شنبه 27 شهریور 1395 ] [ 01:31 ب.ظ ] [ حسین c60 ]
به نام قدرت مطلق

موضوع : بیدار شدن حس از کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر

بعد از اینکه دوستان اعلام سفر نمودند، چند سطری از این قسمت کتاب خوانده شد و استاد اجازه دادند تا افراد در این خصوص مشارکت نمایند که به اختصار دو مشارکت را جهت طولانی نشدن مطالب به اشتراک میگذارم.

مسافر علیرضا :
"مبدا رسیدن به نیازها سلامتی است و مقصد رسیدن به آن عاقبت به خیری میباشد"
ودر این خصوص توضیح دادند که انسان برای رسیدن به نیازهایش باید حتما در سلامتی کامل باشد که سلامتی نه تنها در جسم باید در روان و نگرش (جهان بینی) نیز باشد تا بتواند این مسیر پر چالش را به درستی طی طریق نماید ، در غیر اینصورت از مسیر خارج شده و به ناکجا آباد خواهد رسید.

مسافر سفر دوم عباس:
در هنگام قطع مصرف مواد حسها با نیرو و سرعت بالا شروع به باز شدن و جاری شدن مینماید و مانند ماشینی که در سرازیری قرار گرفته، حال همانگونه که ماشین را در چنین مواقعی باید با دنده و ترمز کنترل نمود ، تا بوسیله سرعت گرفتن بیش حد باعث بروز حادثه نگردد این حسها را نیز باید کنترل کرد چرا که ممکن است در جایی سبب تخریب گردد.

کمک راهنمای محترم جناب یاسر گلی:
و
همانطور که همه میدانیم بهترین لباس در فصل سرما لباس پشمی میباشد. ولی آیا رفتن میان گسفندان برای گرم شدن راه درستی میباشد؟
البته که خیر، چرا که باید بر روی این پشمها دباغی و دهها فرایند صورت پذیرد تا بتوان بعنوان پوشاک از آن استفاذه نمود.
یا اینکه نفت بصورت خام کارآیی چندانی ندارد ولی در اثر پالایش میتوان آنرا به چندین مواد دیگر تبدیل کرد که موارد مصرف آنها بسیار زیاد میباشد.
در هنگام قطع مواد حسها و نیروهای درونی باز شده و فوران میکنند حال این نیروها از قسمت تحتانی به سمت بالا حرکت نموده تا به بالاترین حد یعنی چاکراه تاج برسد.
لازم به ذکر است که چاکراهها هفت چاکراه اصلی میباشد که به ترتیب عباتند از تحتانی(مربوط کار و تلاش)-جنسی(روابط جنسی)-دیافراگم(سلامتی)-قلب(روابط و تبادل عاطفی)-گلو(تبادل صوتی)-چشم سوم(تبادل بصری) و تاچ (تبادل با کائنات) ، حال باید انسان این نیروی عظیمی که به یکباره طغیان نموده را مدیریت و کنرل نماید که بین تمام مراکز حسی تقسیم گردد و هر مرکزی به اندازه خودش و این میسر نمگردد مگر با بالا بردن دانایی.



طبقه بندی: کارگاه آموزشی مجازی،
برچسب ها: درمان اعتیاد، کنگره60،
[ پنجشنبه 18 شهریور 1395 ] [ 12:24 ق.ظ ] [ مسافر مجید ]
به نام قدرت مطلق

مشارکتهای مکتوب
  موضوع: صبر و استقامت
        با درود وسپاس



بخشی از مشارکتهای دوستان:

سید کریم , [۳۱.۰۸.۱۶ ۲۳:۳۱]
سلام.با اجازه فقط یک جمله در باره صبر عرض کنم. صبر در صورتی  صبر است که انسان قادر به انجام آن باشد اما به خاطر هدف و یا حرمتی بزرگ از آن صرفنظر کند.مثلا اگر کسی به من توهین کند یا کتکم بزند و من قدرت جواب نداشته باشم را نمیگویند فلانی صبر پیشه کرد بلکه میگویند قادر نبود و یا ترسید.اما اگر قدرت داشته باشی و بنابر مصلحتی مطلوب صرف نظر کنی میشود صبر که بسیار ارزنده است.

Arash , [۰۱.۰۹.۱۶ ۰۳:۱۴]
سلام دوستان ارش هستم مسافر.
 این جمله اقای دکتر هلت سر دبیر مجله موفقیت را برتون بنویسم .این جمله در تمام انشارات ایشون در اخرین صفحه با یک تم قشنگ همیشه پا برجاست که میفرمایند.اندکی بایستید ،تفکر کنید،صبر کنید که سحر نزدیک است.
به نظر من صبر و استقامت 2 یار جدا نشدنی هستن چون ادمی که صبرش بیشتر باشد استقامتش متمعنن بیشتر است و بلعکس اگر صبر کم باشد استقامت کمتری دارد.وبدانیم که برایه رویارویی با مشکلات باید رویه استقامت خود کار کنیم تا بتوانیم از پس مشکلات برایم که این کار شدنی نیست مگر با صبر.
بقیه ی مشارکتها را در ادامه
ی مطلب بخوانید

منبع: تلگرام.لژیون 12


ادامه مطلب

طبقه بندی: مصاحبه ها،
برچسب ها: درمان اعتیاد، کنگره60،
[ دوشنبه 15 شهریور 1395 ] [ 02:34 ب.ظ ] [ مسافر مجید ]
به نام قدرت مطلق

در روز چهارشنبه مورخ 95/06/03  شاهد رهایی 2 نفر از اعضای لژیون از بند مصرف مواد مخدر  بودیم.

آقای: جواد _ نام راهنما : یاسر  _  آنتی ایکس : تریاک و شیره _ مدت سفر: 11 ماه و 10 روز  _ داروی درمان : OT 


آقای: حسین _ نام راهنما : یاسر _  آنتی ایکس : شیره _ مدت سفر: 11 ماه و 12 روز  _ داروی درمان : OT



آپلود عکس

آپلود عکس
از طرف اعضاء لژیون،رهایی این دو عزیز را به خودشان و همسفران و خانواده محترمشان تبریک عرض مینماییم و برایشان آرزوی موفقیت روزافزون داریم.



طبقه بندی: رها یافتگان،
برچسب ها: ترک اعتیاد، ترک سیگار، درمان اعتیاد،
[ پنجشنبه 4 شهریور 1395 ] [ 02:20 ب.ظ ] [ مسافر یاسر ]

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

در كل اینترنت
در این سایت
میان صفحات فارسی